تبليغاتX
آدمای حیوون یــــــــا حیوونای آدم

آدمای حیوون یــــــــا حیوونای آدم

و آنچه در آسمانها و آنچه در زمين از جنبندگان و فرشتگان است براى خدا سجده مى‏كنند و تكبر نمى‏ورزند


Home | Email | Night skin | About | Archive | Link

دس به من نزن کثافت...

بطری های من کوش؟

-یه لحظه گوش کن...

گفتم دس به من نزن...

-خیلی خوب آروم باش...

خفه شو به تو مربوط نیست بطری هامو کدوم گوری بردی؟ می گی یا...

- یا چی؟ هان؟

(با مشت می کوبونه تو سینش ... می زنه تو گوشش...- دستاشُ محکم نگه می داره و دیگه

زورش نمی رسه... تقلا می کنه...)

ولم کن عوضی...من می دونم...

- چیو؟ اینکه داری خودتُ می کشی؟ این که نمی گی چه مرگته؟

من... من...

- تو چی؟ بگو جایِ این همه زور زدن واسه فرار...

لعنتی من دیدمت...اضطرابِ تو چشماتُ...صورتِ سرخت از سازه دستاش...آشفتگیِ هوای

اتاقمون!

-چی؟ تو چِت کردی...

(-دستاش شُل می شه...-عرق سرد می کنه...-می لرزه...خودشُ می ندازه رو کاناپه ی

باباش...چشاشُ که می بنده اونو می بینه که تا خرخره خورده و خودشُ انداخته رو کاناپه و

خواب خماریِ و شیکمِ بشکه اش زیره زیر پوشِِ چرک و بنده کشیِ شلوارش بالا پایین می

ره...نفسِ عمیق می کشه جوری که تپش عطر نفسش تو هوا منجمد می شه...)

-اشتباه می کنی عزی...

(دستاشُ می ذاره رو لبش...)

هیشششش... هیچی نگو...هیچی...

(دس می کنه تو کیفش... پاکتِ سیگارشُ پیدا نمی کنه... رعشه ی دستاش کارُ سخت تر

کرده... کیفُ خالی می کنه رو زمین... پاکتُ پیدا می کنه...یکی شو در می یاره و می کشه

زیره راهِ نفسش...دستاش هنوزم رو ویبرس... فندکه لعنتیم بالا نمی آد...یه پک عمیق که فرو

می ده میره جلو دس به یقه اش می گیره...)

آخرین باری که کتابم  شدی یادته؟(داد می زنه...) یادتــــــه؟؟؟

همون موقع بود که داشتی متهمم می کردی ...

داشتی سرزنشم می کردی...

داشتی بم یاد می دادی ...

داشتی میزدی تو دهنِ همه اونا که زاویه دیدشون چپ بود...گستاخا؟

اون موقع یکی مثه منو چی صدا کردی؟؟؟

"احمق"

(صدایِ پاشنه ی کفشش می پیچه تو اتاق خوابِ گوشش و ملافه هارو بهم می زنه...بویِ دودُ

تو هوا تو حالِ رقصُ مستی منجمد می کنه...وقتی چمدونُ می خوابونه تو صندوق عقبُ می

خواد درُ ببنده زخمای پشتِ دستش زخمِ تولدِ سوختگی جدیدیُ که همون دم نطفش از بوسِ

خوش طمع لبایِ سیگارش بسته شده بود جشن می گیرن...

بارون اسیدیِ چشماش زمزمه می کنه...)

-صب کن...

زمزمه می کنه...

 

لعنتی من دیدمت...

 

 

 

پ ن بی ربط:من د ا ن ش ج و شدم!!!!!!!

+ نوشته شده در 88/06/26ساعت 2:8 توسط خودم |


اصن این حرفا نبود!

نه که نباشه... می گف زهوارش در رفته واس این حرفا...

می گف این دسا دیگه فقط زخمه به ساز می زنه و بس!

می گف عشق یه اسمه و اسمم مثه بقیه کلمات یه قرارداد!

هر کاریش می کردی مُقُر نمی یومد...

از دلش که پرسیدم در اومد که:

"تک و توکی ستاره ی یخ بسته به سقف آسمونش چسبیده... در حدِ بوییدن و بوسیدنِ لباس کهنه..."

اما در تنِ هوای دلش بویی بود که می شد فهمید همین روزا یخاش آب می شن!

بهار زیرِ پوسته ی خاک خف کرده بود...

سرِ  ما رو برد بوی دودُ دمش...

دراومد که: "تمومه مفاصل من دارن از هم در می رن... انگار تنم رو سیم کشی کردن..."

اخم هم کرد و چش بست...اینجور که می شد دم به دم یه چیزی رو ویار می کرد...

حرفاش بی سروته بود اما..."هرچه به زبان آید به زیان آید"

پرده ی گوشم از اون همه پخش و پلا رگ به رگ شد...

باباش اگه می شنید عاقش می کرد...

بس که با کمر بند افتاده بود به جونش ضد ضربه شده بود...

یه دور تسبیح بچه داشت و اسم بعضی هاشونم یادش رفته بود! اما خرش تا ناکجا می رفت...

چون این اوریجینالش بود تشر می زد!

نشئه که بود می گف... خودم شنیدم که گف...

"فک نکن می تونی من و دک کنی و اونو خر

من همیشه هستم مثه لبه تاریکی که هست

یا بالاخره مرزی هست که مه شروع می شه..."

حتی شنیدم که اسمشم برد... اسم همه چیزه منو...و بعد یه هوار استفراغ کرد...

دراومد: که من تب دارم و نباس بیشتر پا پی شم...

خواستم پاشنه ی دهنم رو بکشم که بو برد انگار در اومد که:

اون سلیطه ی چل گیس ، گیس بریده ارزش این حرفارو نداره...حیف ساطور و اره و گیوتین...

با دو دس شقیقه هامو گرفتم...چقد ور می زد...امانم رو برید... ممکن نبود...

زنگ درشون...مرتیکه نحس شده... من فقط به اون یارو فک کردم...فقط فک که شاید سرو سری باش...

در اومد که : کور که نیستی ببین... واس چی باس دبه درآری آخه؟

(از وقتی تن مثالی گالیله اعتراف کرد که به کلفتش نظر سوء داش دیگه هیچکی هوس نکرد منکر بدیهیات شه.)

.

.

.

صداش مثه تلنگری بود که به کاسه بلور بزنند...

زمستونمو به دمی طولانی فرو دادم...

 

 

 

...۲۹/م/۸۸

۱۳ات...

 

 

 

+ نوشته شده در 88/06/14ساعت 22:49 توسط خودم |




Design by : Night Skin